اسكندر بيگ تركمان
127
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
سعادت و اقبال و برگزيده مهيمن متعال بتاريخ شب دوشنبه غرهء شهر رمضان المبارك اواخر يونت ئيل تركى بعضها مطابق سنهء ثمان و سبعين و تسعمائة و بعضها موافق سنهء تسع و سبعين و تسعمائة در دار السلطنهء هرات بطالع سنبله روى داد يعنى آفتاب عالمتابى از افق جاه و جلال طالع شد كه عالم ظلمانى را بنور طلعت همايونى روشن ساخت خجسته اخترى از مطلع اقبال [ 97 ] درخشان گشت كه بر عالميان پرتو رأفت و امتنان انداخت منهيان آسمانى از آن مولود فرخنده ورود جهانيان را مژدهء امن و امان دادند و فرمانبران قضا و قدر ابواب مسرت و شادكامى بر روى روزگار ساكنان خطهء غبراء گشادند . بيت ز برح مكرمت از بخت فيروز * برآمد آفتابى عالم افروز فروزان گشته از لطف الهى * همايون اخترى از برج شاهى كز انوارش زمانه روشنى يافت * فروغش بر جين عالمى تافت از آن طالع فرخنده مطالع مزرع اميد عالميان چون خوشهء پروين بارور و از صاحب طالعش كه عطارد است صحايف آمال جهانيان بارقام زرين فام عدل و احسان مزين و محرر گرديد از نوادر وقايع و اتفاقات غريبه كه از وقت تولد تا هنگام عروج بر معارج سلطنت و فرمانروائى قرين حال خير مآل آن حضرت بوده يكى آنست كه عورت قابله كه بسعادت خدمت رضاع و پرستارى آن قرهء باصره اقبال و سرافرازى يافت بىآنكه در آن عهد فرزندى از او تولد نموده شير در پستان داشته باشد بر سبيل تفقد و مهربانى پستان در دهان مبارك آن حضرت نهاده در هنگام مكيدن بفرمان الهى و حكمت بالغهء نامتناهى شير از پستان آن قابلهء محترمه در فوران آمده آن گوهر بحر كامكارى برغبت تمام نوشيدهاند و بعد از ظهور اين امر غريب كه از خوارق عادات است آن عفت قباب سعادت پذير خدمت رضاع آن مولود گرامى گشت و چون از نوادر وقايع و حالات عجيبهء غريبه بود قلم سوانح نگار بتحرير آن پرداخت خردمند دقيقه رس داند كه از صفوت نژادى كه چندين كارهاى شگرف در امور دينى و بيان ولادت شاه عباس عباس اول دنيوى در ذات اقدس همايونش وديعت نهاده قدرت ايزدى و دست پرور و منتظمان كارگاه قضا و قدر باشد مثال اين امور در شگفت و چه دور و از زمرهء شاهزادگان نامدار آن گرامى گوهر درياى خلافت و كامكارى نجيب الطرفين است كه از جانب پدر و الا گهر و والدهء نيكو سير ثمره سجره سيادت و ولايت و دوحهء برومند رياض سلطنت و خلافت است زيرا كه جد پدرى و مادرى آن حضرت از ارباب سلوك و اهل الله و برگزيدگان درگاهند و بدين موهبت عظمى از ساير شهزادگان و فرمانروايان سلسلهء عليهء صفويه صفت برترى و رجحان بسلطنت صورى و معنوى سربلندى دارد چه والد آن خجسته گوهر اكليل سلطنت و بختيارى نواب سكندر شأن ابوالغالب سلطان محمد پادشاه ولد اكبر حضرت شاه جمجاه جنت مكان عليين آشيانست كه از غايت رفعت شأن و اعتلاى مكان و علو نسب و سمو حسب از اوصاف و صافان جهان و مدحت سرايان بلاغت نشان مستغنى است و نسبت شريف آن خاقان يعقوب نشان با سلطان الاولياء و برهان الاصفياء شيخ صفى الحق و الحقيقة و الدين طاب ثراه و مقامات عاليهاش از حيز احصاء بيرون است و انتساب آن عارف اسرار الهى بدودمان رسالت و امامت بنوعى